
دلم سوخت براش
نه بدبخت و بیچاره بود که لباسش کهنه باشه
نه مریض و بیمار غیر قابل علاج بود که از ناراحتی دلم براش کباب بشه...
خودش می گفت تو تمام پایتخت های معروف دنیا یه خونه داره و هیچ مشکلی نداره ...
بیچاره پولدار بود اینقدر مشهور و معتبر بود که دلم به حالش سوخت....

بنده خدا آدم دل رحم و خیری بود که از پولداری و تلاش زیاد به جایگاه بلندی رسیده بود وتمام دور و بری هاش داشتن با کمک اون ارتزاق می کردن....
خیر بود اما الان مجرم شده بود....
می گفت کشورم رو دوست دارم و خودم فقیر بودم النم چون مشکل ندارم می خوام به همه کسایی که مثل روزهای فقر من هستن کمک کنم ..
می گفت پدرم دوست داشت بره مکه اما نتونست ...برا همین باید هزار نفر رو مجانی بفرستم مکه...میگفت تا الان هشتصد نفرو فرستادم ...ایشالا تا باقیش .....
می گفت مشکلی ندارم...
اما....
به نظر من مشکل داشت ....
چرا می خواد تو ایران زندگی کنه و کار اقتصادی کنه؟؟؟
اونا بهش بهتون زدن و مجرم اقتصادیش کردن..
الانم به جرم پولداری داره اموالش مصادره میشه....
اما بازم می گه می مونم و کار می کنم .....
دلم براش می سوزه
