تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
پنجشنبه 30 خرداد1387
یک تست جالب از خودتون
خیلی جذابه که بتونی از خودت یه تصویر ویژه و حقیقی رو ببینی .حتی تصور کشف حقیقت های نگفته وجودیت از یه راه خارجی برای ما جذابه چه برسه به کشف علمی و درست .

امروز برای همین موضوع یه لینک جذاب رو بهتون معرفی میکنم تا با یه تست از خودتون بیشتر بدونید.فقط اگه خواستید تست رو پر کنید بدون تعارف حقیقت وجودیتون رو در تستها بزنید.چون تست ها بسیار دقیق و موشکافانه هستن.

                                    تست اینجاست

دنبال نوشت:خداوندا تو خود می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی می کشد آن کس ،که انسان است و از احساس سرشار

    

+ نوشته شده در 3 PM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
چهارشنبه 29 خرداد1387
بزودی پوشیدن چادر برای خانمها اجباری میشود

طرح دوم:

آغاز دور دوم طرح امنیت اجتماعی با افزایش موانع و گیر های معمول از طرف ناجا باعث شده تا همه ترسی نگو در دلشون بیفته!ترسی که با دیدن دو سری عکس از خبرگزاری فارس(اینجا و اینجا)در همه کسانی که این روزها گذرشون به این کماندوهای خیابونی نیفتاده ایجاد شده .گیر به مواردی چون لاک ،گردنبند و دستبند خانمها ،رنگ روسری ها،مانتوو ها و تنوع رنگ لباسها بیشتر از تنگ نظری های گذشته در ناجا باعث شده تا در این دور از کنترل اجتماعی!!همه در تیررس این طرح قرار بگیرن. !یکی از همکارای خانم که اتفاقا چادری هم هست ،میگفت به دلیل مانتوی سفید زیر چادرش!!!!بهش گیر دادن،یکی دیگه میگفت به دلیل روسری ودیگری.....این وسط  هم ، هیچکس جرات گفتن این موضوع رو نداره که پرسش و بازخواست مردم در خیابان بازجویی محسوب میشه و خلاف قانون و حقوق شهروندی مردم است جالبه که حتی روزنامه ها و خبرگزاری ها هیچ خبری از این واقعخ نمیرن و یا محدود کار میکنن.

طرح سوم:

از طرف دیگه درخواست یکی از نمایندگان مجلس برای واردات و تولید بیشتر چادر مشکی هم جریان جدیدی است که به نظر میرسه برای سوق دادن همه و اجباری کردن چادر طراحی شده باشه.

علاوه بر این شروع گیر ها به آقایون هم موضوع جالبی شده !پسرانی که به دلیل مدل مو،شلوارهای جین و تی شرت !!دستگیر میشن هم نکته جدید این طرحه...

.بدون در نظر گرفتن خوبی یا بدی این طرح یک سدوال در ذهنم پیچ و تاب می خوره .....دارم به این فکر میکنم مرحله بعدی این طرح چی قراره بشه؟اصلا هدف این گرفتاری و درگیری فکری برای مردم چیه؟دیگه کار به جایی رسیده که خانمهای سنگین و ساده پوش رو هم دارن مورد اتهام قرار میدن و سوار اون ون های عجیب میکنن.

طرح جديد برخورد با بدحجابي در تهران

                              عکس از دوست هنرمند و خوبم حسین سلمانزاده

 

نتیجه:

شاید برای  مردم عادی و معمولی گرونی یک شبه برنج،مرغ ،گوشت،چای،میوه و بنزین!!!بس نیست تا ساکت و آرام باشن . آخه میگن مشهد و زنجان شلوغ شده و تظاهراتی برپا شده و برخی خائن هم عکسهای پهلوی کوچک رو در شهر تبریزپخش میکنن و پیامش رو به رهبر انقلاب رو دیوار میچسبونن! زهی خیال باطل، فکر کردن مردم همون مردم 30 سال قبل هستن و رضا پهلوی امام خمینی کبیر.....مردم ما ایستادن ، حتی بیشتر از  فلسطین و لبنان. حتی بهتر از کوبا و ونزوئلا جلو آمریکا.....

ایران با وجود تحریم بانک ملی و صنعت نفت هم ایستاده و مثل همیشه با غنی سازی اورانیوم مشت محکم رو به دهن غرب میکوبه و با وجود خاموشی های برق هم با هاله نور زندگی میکنه.....

.ای ملت ایستاده در باد     خودت کردی که رحمت بر خودت باد 

پی نوشت :

 ۱-دوشنبه زیبای قهرمانی استقلال رو به همه استقلالی ها تبریک میگم و از پرسپولیسیهای بامرام هم که تو شادی ما شریک بودن تشکر میکنم.

۲-خسته شدم و بریدم...سه شنبه بدی تمام شد

۳-امید دارم بهتر شود اوضاع .......

 

 

+ نوشته شده در 2 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
دوشنبه 27 خرداد1387
هر مانعى= فرصتى
نخستين درس مهم - زن نظافتچى
 يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال اين بود:نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چيست؟
من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا بايد می‌دانستم؟
من برگه امتحانى را تحويل دادم و سوال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سوال کرد آيا سوال آخر هم در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟ استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آن‌ها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند، حتى اگر تنها کارى که می‌کنيد لبخند زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد. من اين درس را هيچگاه فراموش نکرده‌ام
دومين درس مهم- کمک در زير باران 
 
يک شب، حدود ساعت ٥/١١ بعدازظهر، يک زن مسن سياه پوست آمريکايى در کنار يک بزرگراه و در زير باران شديدى که می‌باريد ايستاده بود. ماشينش خراب شده بود و نيازمند استفاده از وسيله نقليه ديگرى بود. او که کاملاً خيس شده بود دستش را جلوى ماشينى که از روبرو می‌آمد بلند کرد. راننده آن ماشين که يک جوان سفيدپوست بود براى کمک به او توقف کرد. البته بايد توجه داشت که اين ماجرا در دهه ١٩٦٠ و اوج تنش‌هاى ميان سفيدپوستان و سياه‌پوستان در آمريکا بود. مرد جوان آن زن سياه‌پوست را به داخل ماشينش برد تا از زير باران نجات يابد و بعد مسيرش را عوض کرد و به ايستگاه قطار رفت و از آن جا يک تاکسى براى زن گرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسى شود. زن که ظاهراً خيلى عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را پرسيد. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ در برخاست. با کمال تعجب ديد که يک تلويزيون رنگى بزرگ برايش آورده‌اند. يادداشتى هم همراهش بود با اين مضمون:
?از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کرديد بسيار متشکرم. باران نه تنها لباس‌هايم که روح و جانم را هم خيس کرده بود. تا آن که شما مثل فرشته نجات سر رسيديد. به دليل محبت شما، من توانستم در آخرين لحظه‌هاى زندگى همسرم و درست قبل از اين که چشم از اين جهان فرو بندد در کنارش باشم. به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بی‌شائبه به ديگران دعا می‌کنم.?
خانم نات کينگ‌کول
 
           
 
سومين درس- هميشه کسانى که خدمت می‌کنند را به ياد داشته باشيد
در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت. - پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟ - خدمتکار گفت: ٥٠ سنت
پسر کوچک دستش را در جيبش کرد، تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد پرسيد:- بستنى خالى چند است؟ خدمتکار با توجه به اين که تمام ميزها پر شده بود و عده‌اى بيرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن ميز ايستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت: - ٣٥ سنت - پسر دوباره سکه‌هايش را شمرد و گفت: - براى من يک بستنى بياوريد. خدمتکار يک بستنى آورد و صورت‌حساب را نيز روى ميز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تميز کردن ميز رفت، گريه‌اش گرفت. پسر بچه روى ميز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود.
يعنى او با پول‌هايش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى انعام دادن برايش باقى نمی‌ماند، اين کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود.
  چهارمين درس مهم- مانعى در مسير
در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند. سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى ازجانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم! فرستنده داستان:علی پزشکی
+ نوشته شده در 0 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
یکشنبه 26 خرداد1387
"موبایل ژورنالیست"محصول جدید عصر ارتباطات

تصور ما از کاربران اینترنت، کاربرانی است که پشت رایانه‌های خود به اینترنت با سرعت پایین متصل هستند. اما جهان وب در حال پوست انداختن است، هم‌اکنون صدها میلیون نفر روزانه به کمک موبایل‌های خود به اینترنت متصل می‌شوند، با همان گوشی موبایل خود.وبلاگ به‌روز می‌کنند، عکس و ویدئو به سایت‌های اشتراک عکس و ویدئو می‌فرستند، با هم تعامل می‌کنند و از اخبار جهان مطلع می‌شوند.دیگر دوره و زمان اینترنت موبایلی کم‌سرعت سپری شده است و زمانه، زمانه نسل سوم اینترنت موبایلی است. شاید به زودی شاهد وبی باشیم که بیشتر برای کاربران موبایلی اینترنت طراحی و بهینه‌سازی شده باشد، وبی که بر اخبار و نوشته‌های ژورنالیست‌های شهروند خود متکی باشد و بیشتر چندرسانه‌ای باشد تا متنی.با  ورود شبکه‌های موبایل نسل سوم در گوشی جدید آی فون ،که سریع‌تر از شبکه‌های نسل دومی هستند بر سرعت مرور صفحات در آی‌فون جدید افزوده شده است.در گوشی های جدید آیفون اپلیکیشن خبرگزاری آسوشنیدپرس AP  بر اساس موقعیت کاربر، خبرهای محلی برای او ارسال می‌کند و به علاوه هر کاربر آی‌فون می تواند با ارسال عکس و متن به یک «روزنامه‌نگار شهروند» مبدل شود و جالبتر اینکه شرکت سیکس اپارت Six Apart (همان شرکتی که نرم‌افزار مدیریت محتوای وبلاگی مووبل تایپ و سرویس وبلاگ‌نویسی TypePad را به وبلاگ‌نویس‌ها عرضه کرد)  یک اپلیکیشن برای وبلاگ‌نویسی در این گوشی ساخته است.نکته قابل توجه همین اپلیکیشن‌هاست. همانطور که فیس‌بوک با انتشار API خود به سایت‌های وب دویی دیگر اجازه نوشتن و ارائه اپلکیشن می‌دهد و به این ترتیب بر جذابیت شبکه اجتماعی خود می‌افزاید، اپل هم البته به صورتی متفاوت، گوشی خود را با اپلیکشین‌های دیگران جذاب‌تر می‌کند و با فروشگاه اپلیکشین خود مبالغ هنگفتی درآمدزایی خواهد کرد. چنین مدل مشارکتی درآمدسازی تا دو سال قابل تصور بود؟!

بله دوستان در شرایطی که ما هنوز با وبلاگ هم مشکلاتی در ایران داریم ببینید دنیا در حال تصویر سازی برای چه آینده ای هست...بجنبید تا عقب نموندیمدر ادامه هم مشخصات این شاهکار جدید رو ببینید.

 IPHONE 3G.JPG 

پی نوشت:

آی‌فون جدید تغیرات ظاهری کمی دارد. این موبایل کمی نازک‌تر شده است و دو مدل 8 و 15 گیگابایتی دارد. مدل 8 گیگ آی‌فون تنها رنگ مشکی دارد، اما مدل 16 گیگ آن در دو رنگ سفید و مشکی آماده شده است.کسانی که نسخه قدیمی آی‌فون را می توانند نرم‌افزار موبایلشان را به‌روز کنند اما مسلما سخت‌افزار گوشی‌شان اجازه نمی دهد که از GPS استفاده کنند یا به شبکه 3G دسترسی پیدا کنند.می توان یک صفحه سنگین سایت نشنال جئوگرافیک را در آی‌فون جدید و آی‌فون قدیمی باز کرد، در عرض 21 ثانیه صفحه در آی‌فون 3G باز شد، در حالی که در آی‌فون قدیمی 59 ثانیه زمان برای باز شدن صفحه لازم بود. آی‌فون جدید از شبکه 3G شرکت AT&T استفاده می‌کند.آی‌فون 3G، مجهز به سامانه موقعیت‌یاب جهانی شده است. با کمک GPS آی‌فون هر کاربر می‌تواند موقعیت خود را روی گوگل مپ مشاهده کند. در حالی که مدل 8 گیگابایتی آی‌فون در نسخه قبلی، 399 دلار قیمت داشت، قیمت آی‌فون 3G با ظرقیت 8 گیگابایت، 199 دلار است و قیمت مدل 16 گیگاباتی آن، 299 دلار است.اما این همه هزینه‌ای نیست که یک خریدار آی‌فون باید بپردازد، هر خریدار آی‌فون جدید مجبور است برای دسترسی یک ماهه به شبکه نسل سوم  AT&T ، حدود 45 دلار پرداخت کند و قراردادی دو ساله با این شرکت منعقد کند. به عبارت دیگر خریداران آی‌فون جدید مجبور هستند، ماهانه 20 دلار بیشتر بپردازند و مبلغ اضافه‌پرداخت آنها طی دو سال به 240 دلار می‌رسد. اما شاید دسترسی به اینترنت موبایلی 3G، ارزش این پول را داشته باشد.تا حالا شش میلیون دستگاه آی‌فون به فروش رسیده است و اپل امیدوار است که تا انتهای سال میلادی جاری و با عرضه آی‌فون جدید، این تعداد به 10 میلیون عدد برسد.از یک ماه بعد آی‌فون در آمریکا و 21 کشور دیگر قابل تهیه خواهد بود و در عرض چند ماه علاقه‌مندان 70 کشور دیگر شامل ژاپن، برزیل و هند هم به آن دسترسی خواهند داشت.ماندگاری شارژ باتری آی‌فون گرچه بهتر شده است، اما یکی از نقاط ضعف آن است. زمان ماندگاری باتری بسته به نوع استفاده به شرح زیر است:
- در حالت استندبای: 300 ساعت
- پنج ساعت در حالت مکالمه
- 5 تا 6 ساعت در زمان مرور صفحات اینترنتی
- 7 ساعت مشاهده ویدئو
- 24 ساعت گوش کردن به موسیقی

اپل در ضمن خبر از راه‌اندازی سرویس MobileMe داد که در آن هر کاربر با پرداخت سالانه 99 دلار، به 20 گیگ فضای آنلاین دسترسی پیدا می کند تا بتواند ایمیل، تماس‌ها، عکس‌ها و تقویم کارش را به صورت اتوماتیک و بی‌سیم روانه این فضا کند. به این ترتیب همه این اطلاعات در همه زمان و با ابزارهای مختلف مثل آی‌فون، مک، پی سی یا آی‌پاد تاچ قابل دسترسی خواهند بود.

- یک اپلیکیشن جالب دیگر که از GPS آی‌فون استفاده می‌کرد هم دیروز نمایش داده شد. این اپلکیشن رایگان Loopt نام دارد و کاربر آی‌فون می‌تواند به کمک آن پی ببرد که کدام یک از کسانی که در لیست تماس او هستند، در نزدیکی او هستند!اپلیکیشن‌های برای پزشکان: - Modality یک اطلس پزشکی است که تصاویر آناتومیک را در اختیار پزشکان و دانشجویان پزشکی قرار می‌دهد، آنها می‌توانند از طریق لینک‌های این اطلس به ویکی‌پدیا، جزئیات مشروح‌تر را هم مطالعه کنند.

                2008wwdclivemimvista2.jpg

- MIMvista هم اپلیکیشن دیگری است که به پزشکان اجازه می‌دهد تصاویر سی تی اسکن و پت اسکن را روی موبایل‌های خود ببینند!- سرویس میل Zenbe، اپلیکیشنی برای مدیریت کارهای روزانه درست کرده است. نوشتن برای آی‌فون؟!!:
این سؤالی است که در انتهای این پست ممکن است از خود بپرسید، آخر چرا یک نفر در ایران باید برای آی‌فون، مقاله مروری بنویسد، کشوری که هیچگاه این گوشی به صورت «رسمی» وارد آن نخواهد شد و در آن نه تنها شبکه موبایلی نسل سوم وجود ندارد، بلکه اکثر کاربران آن در حسرت شبکه‌های موبایل اینترنتی اولیه هم می‌سوزند، هیچ کدام از اپلیکشین‌ها مستقیما قابل دسترسی نخواهد بود. این را هم باید در نظر داشت که گوشی‌های زیادی وجود دارند که قابلیت سخت‌افزاری بسیار بهتری دارند و ...

                capt.e4d3ed6beb154a818d275ae4790a21e3.apple_ipho2ne_caps107.jpg 

 - مدل تجاری پیشرفته شرکت اپل، شامل تبلیغات و بازاریابی پیشرفته: شما در نظر بگیرید که مقامات یک شرکت باید تا چه حد در این زمینه خبره باشند که بتوانند در حدود 60 کشور بازاریابی کنند و با شرکت‌ها و توسعه‌دهندگان اپلیکشین‌ها به گفتگو بنشینند. فروش شش میلیون دستگاه گوشی موبایل، برای یک شرکت تازه‌کار در بازار فشرده گوشی‌سازان کار ساده‌ای نیست.-اطلاعات از ریویو

+ نوشته شده در 2 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
چهارشنبه 22 خرداد1387
طبیعت ما طبیعت نظام و دولت نیست
گفتن از زیست محیط  در روزهایی که آزاد راه شمال ُمیانگذر ارومیه، میانگذر انزلی ،جاده ابر به نام توسعه و عمران در حال تیشه زدن و تخریب درختان و محیط زیست هستند ،شاید کمی خنده دار باشد ...اما باید گفته شود....یک هفنه برای گرامیداشت زیست محیط کم است ،ایران باید ۳۶۷ روز را به این مناسبت گرامی دارد ،چرا که فقر در شمال کشور قاچاق و قطع در ختان را ایجاد کرده و دولتیان به نام درآمد های نفتی دریا را آلوده میکنند و خاک را آلوده و زیست محیط کشور را خراب...

رییس سازمان بازرسی کشور می گوید رسانه ها تخریب زیست محیط را فریاد بزنند نه اینکه فقط بگویند؟!!میگوید باید پروژه های مخرب زیست محیط از سوی دولت بدون چون و چرا تعطیل شود.....اما نمیگوید که همین دولت از روزنامه ها و رسانه ها به جرم گفتن این موضوعات شکایت میکند و تا مرز تعطیلی رسانه ها پیش میرود و کار خود را ادامه می دهد.....۸۰ هکتار از تالاب نایاب انزلی در حال خشک شدن است اما باز هم عوام فریبی و ایجاد ناامیدی در مردم!!!....فقط از بازرسی میگویند...اما نتیجه این بازرسی ها و حرفهای زیبا و شعاری را نمیگویند.کجاست نتیجه این شعار ها؟

.....ای کاش در این آشفته بازار ...اول من و بعد تو......(بله خود تو که اکنون به کارهای خود در طبیعت میخندی) شرایط زیست محیط را بد تر از این نکنیم....کمی با نعمت های بیشمار خدا با محبت برخورد کنیم....

 

پی نوشت:

لینک گزارش آخر من آغاز قطعی های آب ،در دور دوم قطعی های برق

+ نوشته شده در 1 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
یکشنبه 19 خرداد1387
دختران برگزیده ایرانی در جهان......درخششی برای سرزمین آریا
دختران سرزمین من همچون پسران این سرزمینند و در تمام زمینه ها نشون دادند که قابلیتهای نهفته فراوونی دارن و به سادگی نمیشه اونا رو انکار کرد.خیلی وقتا به دلیل نادیده گرفته شدن با استدلالهای انحصار طلبانه دین مدار یا فرهنگ مدار از بطن جاده موفقیت بیرون موندن و همین موضوع باعث شده تا برخی از همین جامعه ایرانی از کورس موفقیت بیرون بمونن.خیلی دلم میسوزه که برخی از دختران سرزمین آریایی با باورهای این تفکر خودشون باعث عقب افتادن خودشون شدندو باور کردن باید با شرایط بسازن.خیلی ناراحت میشم وقتی میبینم خانمها (حتی با شایستگی)نمیتونن رییس جایی باشن و مردان همین سرزمین اونها رو پس میزنن...نمونه های موفق زن ایرانی در تاریخ این سرزمین زیاده ،اما زن امروز ایران فقط با سکوت و بعضا رویکردهای فمینیستی عرصه رو به خودش تنگ تر کرده. قدرت علمی،ورزشی ،اجتماعی و .......زن ایرانی باید دوباره متولد بشه و زن این سرزمین خودش تبدیل به اون زنی بشه که هنوز در آثار تاریخی ۲۵۰۰ ساله هم می توان نقش ارزشمند و احترام برانگیز اونها رو مشاهده کرد... رها کن از این قفس خود ساخته.

  رودابه (رودی) بختیارمعروفترین گوینده شبکه سی ان ان:گزارشهای معروفی از نبرد اسرائیل و فلسطین – حملات تروریستی 11 سپتامبر و جنگ عراق ارائه داد.متولد و بزرگ شده ایران – لیسانس علوم اجتماعی از دانشگاه کالیفرنیا – جزو 20 نفر از پرطرفدارترین شخصیتهای شبکه های خبری معروف است.در سال 2002 جایزه‌ی Iranian American Republic Council Achievement Award را از آن خود کرد و وقتی در شبکه‌ سی‌ان‌ان مشغول به کار بود، به عنوان نهمین خبرنگار برتر آمریکا دست یافته بود .رودابه بعد از 10 سال کار مداوم در شبکه‌ سی‌ان‌ان به علت مراقبت از پدر مریض احوال خود و بدست آوردن افتخارات و تجربیات بیشتر، در 11 ژانویه سال 2006 به صورت رسمی به کانال فاکس‌نیوز پیوست و هم اکنون نیز در این شبکه مشغول به کار است.و طی سفری به ایران برای شبکه‌ فاکس‌نیوز گزارشی از زندگی مردم ایران تهیه کرد. در ضمن او از جمله کسانی است که در مراسمی در واشنگتن، برای مردم زلزله‌زده‌ بم کمک‌های نقدی بسیاری جمع‌آوری کرد.


                                    
                      آزاده تبازاده دانشمند ایستگاه فضایی ناسا

ازاده مقصودی

آزاده مقصودی :نوازنده ویولن ایرانی‌تبار آلمانی است.در سال ۱۹۸۹ در لوبک به دنیا آمداز شش سالگی شروع به ویولن زدن کرد.در دوازده سالگی در امتحان ورودی دانشکده موسیقی لوبک قبول شد و پنج سال پشت سرهم در مسابقات موسیقی نوازان جوان Jugend musiziert شرکت کرد و دوبار برنده جایزه اول مسابقات سرتاسری آلمان شد و مقام اول جایزه «ملکه سوفی شارلوت» برای نوازندگان زیر ۱۸ سال در سال ۲۰۰۶ را کسب کرد.
آزاده تا به‌حال در چند کشور اروپائی و آسیایی کنسرت برگزار کرده‌است. او همراه با نایجل کندی نیز کنسرت‌هایی برگزار کرده‌است.

                           

لاله پورکریم (زاده ۱۰ ژوئن ۱۹۸۲ بندر انزلی)، مشهور به «لاله» در رسانه‌های اروپایی، بازیگر سینما و خواننده ایرانی الاصل ساکن کشور سوئد است.وی در سال ۲۰۰۵ بخاطر آهنگ «live tomorrow» موفق به دریافت هفت نامزد و کسب سه جایزه از هیأت داوران برترین فستیوال موسیقی کشور سوئد (جایزه گرمی) گردید.

                            

دکتر آذر نفیسی:متولد تهران،  در 13 سالگی برای تحصیل به انگلستان رفت و زمان انقلاب به ایران بازگشت. مدت 18 سال در دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد و دانشگاه علامه طباطبائی ادبیات تدریس میکرد تا اینکه در سال 1374 در پی دریافت اخطارهائی در مورد بدحجابی از تدریس در دانشگاه دست کشید و سرانجام در سال 1376 به آمریکا مهاجرت کرد. او طی 2 سالی که خانه نشین بود در خانه به چند نفر از دانشجویان دخترش رمان درس می داد. کتاب لولیتاخوانی در تهران که باعث شهرت او در آمریکا شد خاطرات همین کلاسهاست.

                       
انوشه انصاری: رئیس موسسه تکنولوژی تل کام و اولین فضا نورد زن
و جزو ۴۰ زن برتر سال ۲۰۰۷ آمریکا

                                 
                    خانم فرح کریمی تنها زن ایرانی پارلمان  هلند
  

                                    

بهار سومخ: هنرپيشه ايراني الاصل متولد 10 فروردین 1354 تهران ، بهار در چهار سالگي به همراه خواهر بزرگ ترش به لس آنجلس مهاجرت کرد اونجا دوره دبیرستان رو در بورلی هیلز گذروند البته به هنر موسیقی علاقه داشت و در ارکستر دبيرستان بورلی هيلز ويولن می زد بعدش در دانشگاه کاليفرنيا در رشته محيط زيست فارغ التحصيل شد.سومخ که در چند سال گذشته جدا از بازي در سريال هاي تلويزيوني مانند 24، Bones، In Justice، The Unit و Day Break در فيلم هايي مانند تصادف و ماموريت غير ممکن 3 نقش هاي کوتاهي بازي کرده بود و در اره 3 بلندترين نقش خود در محصولي هاليوودي تجربه کرد و همين امسال از سوي مجله People نيز به عنوان يکي از 100 انسان زيبا روي دنيا برگزيده شد.
فیلموگرافی:
Without a Trace (TV)
JAG (TV)
Intermission (2004)
Crash (2004)
A Lousy Ten Grand (2004)
Syriana (2005)
Mission: Impossible III (2006)
Saw III (2006)
Day Break (TV) (2006

                     

 کریستین امانپورخبرنگار خارجی سی ان ان:در لندن به دنیا آمد و همراه پدر ایرانیش که کارمند هواپیمائی هما بود به تهران رفت و تا 11 سالگی آنجا بود. بعد برای تحصیل به انگلستان رفت و پس از انقلاب همراه خانواده ایران را ترک کرد و در آمریکا روزنامه نگاری خواند.او در گزارش بسیاری از وقایع مهم دنیا نقش داشته است (فروپاشی کمونیسم در آلمان، جنگ کویت، مصاحبه ای معروف با خاتمی،  گزارش کشتارهای بوسنی) هر از گاهی هم در برنامه پرطرفدار 60 دقیقه ظاهر میشود. به زبانهای انگلیس و فارسی مسلط است. همسرش جیمز روبین مدتی سخنگوی دولت آمریکا بود. در حال حاضر یک پسر 2 ساله دارند بنام داریوش.

                          

کاترین بل هنرپیشه سریال جگ (نقش وکیل ارتش):متولد لندن از پدر آمریکائی و مادر ایرانی بنام مینا. مادر کاترین که پرستار بود پس از طلاق از شوهرش به اتفاق کاترین کوچولو به لوس آنجلس آمد. کاترین از نظر درسی بسیار موفق بود و به دانشگاه کالیفرنیا رفت ولی درسش را نیمه گذاشت و در ژاپن مدل شد. پس از 4 ماه به لوس آنجلس برگشت و هنرپیشه شد. ورود کاترین به سریال جگ که زیاد تماشاچی نداشت باعث موفقیت ناگهانی این سریال شد. کاترین با یک هنرپیشه بنام آدام بیسون ازدواج کرده ولی بچه ندارد. او ورزشکاری بسیار قابل است
                       

کتایون عادلی طراح معروف مد در آمریکا:متولد ایران و بزرگ شده در کالیفرنیا. در سال 1997 لباسهای طراحی او به بازار آمد. شهرتش را مدیون طرح شلوارهای جین وکیفهای چرمی است. از مشتریهای معروف کتایون میتوان از کسانی چون گوئینت  پالترو(هنرپیشه فیلم شکسپیر عاشق) کامرون دیاز و درو باریمور نام برد. در ضمن لباس لوسی لو در فیلم فرشتگان چارلی طرح کتایون عادلی است.

ماریا خرسند :مدیر موفق شرکت اریکسون (تلفنهای همراه):متولد ایران و فوق لیسانس کامپیوتر از آمریکا. در حال حاضر مقیم سوئد.

                                         

Ramona Amiri Miss Canada /miss Universe Runner Up / 2007
                                        
Nazanin Afshin-jam Miss World (Canada )2003   

نازنین افشین جم دختر شایسته کانادا و نفر دوم مسابقات دختر شایسته دنیا در سال 2003:متولد ایران، تحصیلات در فرانسه، انگلستان و کانادا. مدرک تحصیلی: علوم سیاسی و روابط بین الملل. در حال حاضر هم روزنامه نگاری می خواند و در عین حال مدل، هنرپیشه و آموزگار صلیب سرخ هم هست. به زبانهای انگلیسی، فرانسه و فارسی مسلط است و کمی هم اسپانیائی می داند. در ضمن ورزشکار و خلبانی ورزیده است.

            
Shermine Sharivar Miss Germany 2004/ Miss Europe 2005
                   
Hemmasa Kohestani Miss England/2005
                
Claudia (Shaghayegh) Lynx / Iranian model  
               
Yasmin/ Iranian model married to lead singer Duran Duran
                           
Nadia Bjorn/ Persian soap opera star
            
Shohreh Aghdashloo/ Cann Festival candidate acteress 
 
                         و هزاران هزار دیگر......  
پی نوشت:
از موفقیت های دختران ساکن در داخل نگفتم ولی امیدوارم این پست حمل بر بی توجهی به موفقیت ورزشکاران،هنرمندان،اندیشمندان،و عالمان جامعه زنان ایران (خاصه جامعه رسانه کشور و همکاران موفق خانم )نشود چون اطلاعات دقیق نبود ننوشتم..
۲-امید به توفیق بیشتر زنان و مردان ایرانی برای ساخت ایران عزیز.
               
+ نوشته شده در 2 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
شنبه 18 خرداد1387
عکس تظاهرات علیه احمدی نژاد در ایتالیا
             چی باید گفت؟

              

              

             

                                        بدون شرح!!!

پی نوشت:

من توضیحی ندارم اگه بیشتر خواستید بدونید این مطلب (اینجا)

رو در وبلاگ سرکار خانم نصرتی می تونید بخونید

+ نوشته شده در 4 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
سه شنبه 14 خرداد1387
دچار و بی صدا
خرج تولد بهتر است یا عزاداری؟

تاثیرکدام بیشتر است............

بزرگداشت اعتبار تاریخی غرور واقعی ،یا اسطوره  سازی از واقعیتی نازل و هویدا؟

پی نوشت:

حتما نوشته جدید محمد قوچانی در شهروند امروز رو بخونید...اگه نشریه رو ندارید این لینک مطلب اینجا

۲-این هم عکس رییس مجلس هفتم...تعهد کاری برای مطالعه در مجلس هشتم موج میزنه.....خودتون ببینید کی رییس بوده!

              

+ نوشته شده در 4 PM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
دوشنبه 13 خرداد1387
بزغاله و ميمون....شعری برای امروز ایران،از سيمين بهبهانی

شنیــدم باز هم گوهر فشــاندی ، که روشنـــفکر را بزغاله خواندی

ولی ایشــان ز خویشـانت نبـودند ، در این خط جمله را بیــجا نشـاندی

سخـن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا ، به نان و آب مجــانی کشــاندی

از این نَقلت که همچون نٌقل تر بود ، هیاهــو شد عجب توتــــی تکانــدی

سخن هایت ز حکمت دفــتری بود ، چه کفتر ها از این دفتر پراندی

ولیــکن پول نفـت و سفره خلــــق ، زیادت رفت و زان پس لال ماندی

سخن از آسمان و ریسمان بود ، دریـــغا حرفـی از جنـــگل نراندی

چو از بزغاله کردی یاد ای کاش ، سلامـی هم به میــمون میرساندی

                          

پی نوشت:سیمین بهبهانی شاعر وادیب متولد ۱۳۰۶ در تهران. لیسانس حقوق قضایی دانشگاه تهران . برنده جایزه علمی واکادمیک به خاطر اشعار وغزلیاتش.ازمعدود شاعرانی است که اشعارش به زبان های مختلف دنیا ترجمه شده است و هیچگاه قلم خود را به ثمنی معامله نکرده است .وی زن برگزیده سال ۱۳۷۷ از سوی بنیاد جهانی پژوهش های زنان ،برنده جایزه لیلیان هیلمن وراشیل هامت از طرف سازمان نظارت بر حقوق بشر در سال ۱۳۸۷ است .سیمین خلیلی معروف به «سیمین بهبهانی» فرزند شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) و نبیره حاج ملا علی خلیلی تهرانی است. پدرش عباس خلیلی (۱۲۷۲ نجف - ۱۳۵۰ تهران) به دو زبان فارسی و عربی شعر می‌گفت و حدود ۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را به عربی ترجمه کرده بود و در ضمن رمان‌های متعددی را هم به رشته تحریر درآورد که همگی به چاپ رسیدند.مادر او فخرعظمی ارغون (۱۳۱۶ ه.ق - ۱۳۴۵ ه.ش) دختر مرتضی قلی ارغون (مکرم السلطان خلعتبری) از بطن قمر خانم عظمت السلطنه(فرزند میرزا محمد خان امیرتومان و نبیره امیر هدایت الله خان فومنی) بود. فخر عظمی ارغون فارسی و عربی و فقه و اصول را در مکتبخانه خصوصی خواند و با متون نظم ونثر آشنایی کامل داشت و زبان فرانسه را نیز زیر نظر یک مربی سویسی آموخت. او همچنین از زنان پیشرو و از شاعران موفق زمان خود بود و در انجمن نسوان وطن خواه عضویت داشت و مدتی هم سردبیر روزنامه آینده ایران بود. او همچنین عضو کانون بانوان و حزب دموکرات بود و به عنوان معلم زبان فرانسه در آموزش و پرورش خدمت می‌کرد.پدر و مادر سیمین که در سال ۱۳۰۳ ازدواج کرده بودند، در سال ۱۳۱۰ از هم جدا شدند و مادرش با عادل خلعتبری (مدیر روزنامه آینده ایران) ازدواج کرد و صاحب سه فرزند دیگر شد.سیمین بهبهانی ابتدا با حسن بهبهانی ازدواج کرد و به نام فامیلی همسر خود نامبردار شد ولی پس از وی با علی کوشیار ازدواج نمود.او سال‌ها در آموزش و پرورش با سمت دبیری به فرزندان این آب و خاک خدمت کرد.اشعاراو به خاطر سرودن غزل فارسی در وزن‌های بی‌سابقه به «نیمای غزل» معروف است. برخی از معروف‌ترین غزل‌های او با این ابیات آغاز می‌شود:

  • شلوار تاخورده دارد مردی که یک پا ندارد/ خشم است و آتش نگاهش، یعنی تماشا ندارد
  • دوباره می‌سازمت وطن اگرچه با خشت جان خویش/ ستون به سقف تو می‌زنم، اگرچه با استخوان خویش
  • آثار سه‌تار شکسته (۱۹۵۱) -جای پا (۱۹۵۴) -چلچراغ (۱۹۵۵) -مرمر (۱۹۶۱) -رستاخیز (۱۹۷۱) -خطی از سرعت و آتش (۱۹۸۰) -دشت ارژن (۱۹۸۳) -کاغذین‌جامه (۱۹۹۲) -یک دریچه آزادی (۱۹۹۵) -مجموعه اشعار (۲۰۰۳)
  • .شاید قدیمی باشه اما نمیدونم چرا دوست داشتم این پست رو تقدیمتون کنم...... این هم یک لینک از بیوگرافی و شعر خانم سیمین بهبهانی اینجا
+ نوشته شده در 2 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
جمعه 10 خرداد1387
تشکر عمومی برای آغاز قطعی های برق!

یه بنده خدا میگفت:کاش برق رو که قطع میکنن یه برنامه زمان بندی بدن ...گفتم نترس به زودی جیره برق هم میدن ...گفت خدا خیرشون بده ...حداقل برنامه ریزی میکنیم ...خیلی خوبه!!!! 

            Image:Lamp in dark room.jpg

یاد این داستان افتادم :

تو یه شهر حاکم شهر از مردم خراج کمی می گرفت ،وزیر گفت برای بهبود وضعیت قصر، بیایید از مردم خراج بیشتری بگیریم ...شاه مخالف شد و گفت مردم ناراضی میشن و شورش میکنن،وزیر قول داد اتفاقی نمیفته و همین کارو کرد ،3 بار دیگه خراجها افزایش یافت و هر دفعه شاه میگفت مردم شورش میکنن،اما وزیر باز دلداری میداد و میگفت هنوز جا داره ...تا اینکه وزیر برای  مردمی که دیگه توان پرداخت خراج های سنگین رو نداشتن و دیر به دیر  خراج میدادن حکم شلاق هم برید....شاه گفت ایندفعه دیگه مردم شورش میکنن.....

گذشت و گذشت تا اینکه یه روز دم قصر ولوله ای شد و مردم تجمع کردند...شاه هراسان وزیر رو خواست و با تشر گفت دیدی مردم قیام کردند.......

وزیر خونسرد گفت:اعلیحضرت  تامل کنید.....مردم جمع شدند تا از شما خواهش کنن.. اگه ممکنه... لطف کنید و تعداد  شلاق زنان (تازانه به دستان)رو بیشتر کنید تا مردم کمتر وقتشون تو صف شلاق خوردن  و خراج دهی تلف بشه .......

+ نوشته شده در 2 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
جمعه 10 خرداد1387
کمک بنی صدر برای حل تورم و عزلت سیاسی امروز ایران!!
انگار که مشکل این روزهای ما این آقاست ،اگر نخواهی بشنوی هم به زور شنونده میشی،چون بعضی ها عزمشون جزمه که به گوشتون برسونن.

دعوای زرگری بر سر اینه که بنی صدر خائن بوده یا نه؟!

اصلا گیرم این آقا خائن ،چه دخلی به حال امروز ما داره ،نکنه با رو کردن پرونده های سابق قصد اینه که چند ماه مونده به انتخابات مردم رو یاد فداکاری رجایی برای خدمت به مردم بندازن تا در  ادامه آقا احمدی نژاد رو بچسبونن بهش.

اینکه شمخانی و صفوی (دو شخصیت مهم نظامی در کشور)بگن بنی صدر خائن نبوده (اینجا و  اینجا) و وزیر اصلاعات دستور پیگیری گفته هاش رو بده و از اونور تلویزیون خادم ملت!برای  امام برنامه بسازه و به اسم ایشون، ویژه نامه بنی صدر منتشر کنه ،فکر میکنید اتفاقیه!اینکه برای اثبات این ادعا هزار تا حرف عادی رو بهم میچسبونه تا گزارشی آبکی از یه موضوع مهم تاریخی بسازه طبیعیه؟! *

 

مگه میشه رسانه عدالت محور بدون همکاری دولت عدالت محور برای بسط فرهنگی و موردی  وسایل تاریخی !!رو فراموش کنه!خوب این وسط باید یه دعوای سوری باشه تا موضوع جالب شه و  مردم بشینن پای تلویزیون ،و " ویژه برنامه امام روح الله" رو ببینن،اما همش از خیانت های بنی صدر بشنون.....

چی دارم میگم مگه غیر اینه؟

.....مشکل مملکت ما همین بنی صدر بود و خیانت هاش ...از اون تاریخ به بعد هم دیگه کسی ،به جز خدمت کاری نکرده،اگر هم مشکلی پیش اومده انشالله سهوی بوده که به بزرگی خودتون می بخشید...

.راستی برنج و گوشت و مسکن و حقوق و تورم و بی برقی و خشکسالی و تحریم و انرژی هسته ای هم به لطف خدا حل شده دیگه .... ...تهدید مستقیم اسرائیل برای جنگ و شروع بمب گذاری ها در شهر های مختلف رو هم که اصلا کاری نداریم....حالا به نظر تو خائن بود یا نبود؟اصلا ولش کن ..چرا فکر کنی خسته شی ......بلند بگو .......خیانت بنی صدر... صد درصد ....ب  ن ی ...صد

                                              ابوالحسن بنی صدر

 

*در یه قسمت این برنامه(امام روح الله) ، تنفیذ بنی صدر و گفته های امام خمینی به عنوان سندی بر علم امام بر خیانت بنی صدر آمده بود (این درحالی است که خود امام صریحا گفته که: همه فریب بنی صدر را خوردیم!)

به این قسمت تامل برانگیز کمی فکر کنید:

 امام به بنی صدر گفت :امیدوارم در احوالات قبل و بعد از ریاست جمهوری آقای بنی صدر تفاوتی ایجاد نشود.

و بعد گوینده گفت:حرف پر معنا و کنایه امیز  امام که تا کنون هیچ کس معنای آن را درک نکرده نشان میداد ایشان بنی صدر رامی شناخته!

جالبه:این در حالی  که چند روز پیش آقای خامنه ای در پیام خود (+)به مجلسیان هشتم با تاکید به مفاهیمی شبیه همین موضوع گفتند :.......خوی اشرافی و گرایش به اسراف و طعمه انگاشتن این مسئولیت، بلای بزرگی است که گاه مردمِ سابقاً نجیب و پارسا هم ممکن است نتوانند خود را از آن برحذر بدارند. و تاکید کردند منش و جایگاه خودتون رو حفظ کنید

:

جانم فدای رهبر که مجلس هشتم رو میشناسه.....

 

 

 

 

+ نوشته شده در 2 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
یکشنبه 5 خرداد1387
فریاد می زنم یک دعای ساده را....

خدایا بلند بلندمیگویم

 تا همگان بشنوند

تا آن دغل دوستان ببینند

 با تو دعا میکنم و از تو صبر می خواهم

مینویسم تا بیشتر در خاطرم بماند

یادم بماند با هر جماعتی رسم دوستی شایسته نیست

 دلم ازاین نامردمی ها  خون است

از این خنجر های تیز... زخم خورده است

خنجرهایی که از ترس به پشت مخفی است

از این به ظاهر دوستان  

که به حرف حامی اند وبه عمل خائن.......

آنچه میکنند که بدش میگفتند

به دنبال کاری هستند که من راضی به آن بودم

خود را پیروز نبردی میدانند که وجود نداشته......

خدایا خود حقیقت را میدانی  ......

بار الها صبری عطا کن که آرام از این قصه بیرون آیم

خدایا همچون همیشه لطفت را بر من عطا کن

که بهترین پاسخ آنان ...همان محبتت بر من کمترین است

                             

 

پی نوشت:

نخست:

پروردگارا

به من بیاموز دوست بدارم کسانی راکه دوستم ندارند ...

عشق بورزم به کسانی که عاشقم نیستند...

بگریم برای کسانی که هرگز غمم را نخوردند...

محبت کنم به کسانی که در حقم محبتی نکردند...

به من بیاموز لبخند بزنم به کسانی که هرگز تبسمی به صورتم ننواختند...

(از وبلاگ شبهای آفتابی-نجمه آجربندان)

 

دو دیگر اینکه:به دوستان گل من اساعه ادب نشود....مخاطبان این مطلب خودشان نیک میدانند محتوا به آنان است)

                        

+ نوشته شده در 7 PM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
یکشنبه 5 خرداد1387
عکس نماد تهاجم فرهنگی در نمایشگاه نیروی انتظامی
F O A D I 8 3 @ Y A H O O . C O M

تیپ رو ببینید...تی شرت و شلوار جین!!!!!

                  F O A D I 8 3 @ Y A H O O . C O M

 اقتصاد کشور همینه دیگه مظهر پویایی و به روز بودن...

F O A D I 8 3 @ Y A H O O . C O M

اینم کاریکاتوری از بخش بهداشت کشور

F O A D I 8 3 @ Y A H O O . C O M

اینم بخشی از مظهر اجتماعی و دانش بالای موجود در کشور!!!

اینم یه کار ژورنالیستی و حرفه ای!!!بخشی از نماد رسانه ای!!!!

عکس و عکاسی متاسفانه با گذر زمان هنوز در رسانه های ما شناخته نشده است
عکس اول در تجمع دانشجویان در مقابل سفارت عربستان توسط رئوف محسنی در تاریخ10 / 2/ 87 گرفته شده و عکسهای دوم و سوم در 11 / 2 / 87 در دو روزنامه متفاوت هم زمان به چاپ رسیده نکته قابل توجه نوشته روی پلاکارد عکس چاپ شده در روزنامه ابتکار که با دو عکس قبل متفاوت است؟
حال سوال و هزار سوال بی جواب .... چرا؟

 

+ نوشته شده در 1 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
جمعه 3 خرداد1387
عکس دختر موتور سوار تهرانی
    

واقعا جالبه ....شهامت این خانم ها قابل تحسینه.....موتور سواری اونم بدون کلاه کاسکت!! 

 

+ نوشته شده در 10 PM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
چهارشنبه 1 خرداد1387
دوم خرداد از بس که جان ندارد....مرد

وقتی یاد آن روزها می افتم و این روزها را میبینم  مدام می اندیشم که به واقع چنین روزی و آن مسائل ولقعی بودند؟واقعا مردم اینگونه روزی هم داشته اند ؟ من هم در این روزها بوده ام؟من هم تلاش کرده ام ؟و آیا در این روزها بیهوده تلاش کرده ام؟ چقدر فراموشکار شده ایم ......

 چقدر برای چیزی که امروز بی ارزش شده دویده ایم....

 

...یاد پیاده روی های مستمر ایام انتخابات 2 خرداد 76 که می افتم  فقط خستگی به تنم میماند وحس غریبی مرا سرخورده تر می کند ..

عوالم جوانی و سر داغ ما برای تغییر پیرامونمون چه ها که بر ما نکرد.......خودم را می گویم....به سیدی رای دادم که مهرحضور برای او    جزو معدود مهر های صفحه چهارم شناسنامه ام بوده است وهست، رای دادم چون حس احترام عجیبی به او داشتم ،حسی که فرای  فرهنگ آن روزهای انحصار طلبانه بود ،نه حسی که برای انتقام از ناطق نوری بود!

برایش در خیابان ها راه رفتم و تراکت ها را بدون ریالی اجرت به دست مردم هم سطح خود دادم تا کشورم که آن روزها خیلی به ان امید داشتم آباد شود،از دست بی فرهنگی و انحصار بیان و اقتصاد و.... خارج شود .....آن هفته ها با بیم و امید گذشت و شد آن حماسه بزرگ......،روزی که همه به سیاست راست سنتی نه بزگی گفتند و خواستار اصلاحات کشور شدند،حماسه ای که انگشت سنتی ها رو به مدت  4 سال به دهانشون خشک گذاشت و نگذاشت آنها بفهمند چه بر سرشان آمده! باز هم گذشت و من اینبار در لباسی نو در سنگر حراست از رای سید 2 خرداد که آن روزها خیلی به دل همه نشسته بود  پا به عرصه گذاشتم و رای های او را دانه دانه و چند باره شمردم تا برخی انگشت به دهانان، کاغذی  رو دستکاری نکنند . اینگونه هم شد و 4 سال دیگر روند اصلاحات ادامه داشت .

 

                            

القصه که آخرین مهر صفحه چهارم -سه جلد -من در چنین حماسه ای رقم خورد تا شور این شکوه مرا تا 4 سال دیگر امیدوار نگه دارد .....نمی خواهم از مشکلات آن روزها بگویم که کام خود و دیگران تلخ شود،اما  قصد آن را هم ندارم  که ادعا کنم آن روزها همه شیرین و قند بود اما می خواهم از غصه پایان این حماسه و 4 سال دوم بگویم ....از غروری بگویم که به دلیل اعتماد امثال من در برخی سیاسیون اصلاحات پدید آمده بود و آنها را از متن شکوهشان دور کرده بود...به واقع چه شد؟دوم خرداد کجا رفت...دراین سالهای تنزل امید چه بر سرمان آمد که مردم به مرگ راضی نشدند و تبی چون اصول گرایی را پذیرفتند؟ به واقع چرا مهرهای صفحه چهارم سه جلدی امثال من دیگر تکرارنشد؟ چرا سید محبوب و ترسوی من ،آن روزها از امثال من حمایت نکرد تا تبی چون امروز تحمیل نشود؟چرا دوم خرداد ها دیگر تکرار نشد؟

 

                              

ای کاش میدانستیم:

امید را کشتند و بردند ...همان کردند که نباید می کردند ،خودی ها را غیر خودی کردند ...اکثریت را اقلیت کردند و امواج خروشان زندگی را به برکه های گندیده مبدل ساختند...4 سال دوم را خوب یادتان بیاورید...

 

تحمیل افراد مختلف که موج سوار آبهای خروشان خاموشی بودند را یادتان هست؟آنها ما را نا امید کردند...از محبوبیت سید کاستند تا طیف خود را با شعار چراغ خاموش و موتور روشن به خیابان بزرگ آریایی بیاورند...و دیدیم که چه ها کردند و چه به هنگام چراغهای روشن خود را عیان کردند تا سردار سازندگی!!هم شکستی سخت را تجربه کند......چه می اندیشیدیم و چه شد!!!

آن روزها از وعده ها و نشد های بسیار مینالیدیم و همه را به دوش سید خندان می انداختیم اما از موج سواران که ساحل نشین این روزها هستند هیچ یادی نمی کردیم ....دعوایمان برای بهبود و پیشرفت  بود اما این روزها به همان بدی ها راضی شده ایم و قانعیم به حداقل درجا زدن و توقف پس رفت !....قدر عافیت ندانستیم وبه سرطانی خاموش مبتلا شدیم...نشستیم و با این تومور در هم پیچ درونمان ساختیم و شد آنچه که نباید می شد...امروز هم خاموشیم و شناسنامه های پاکمان را افتخار می دانیم....دیگر امید نداریم چون دوم خرداد را، از یاد برده ایم ...دیگر دوم خرداد جان ندارد  و مرده ایست که  شهسوارقصه  میان سالیمان گشته....سید خندان دیگر نمی خندد و ماشین موتورروشن این روزها  با چراغ  روشنی به سمت بهشت زهرا می برد ما را ......