تبليغاتX
سایکو: قالب‌ساز آزاد
سه شنبه 28 اسفند1386
سال جدید و نمره ای به خودمون برای سال گذشته....

اگه بخوایی یه نگاهی به ۳۶۴ روز گذشته که ۱روز دیگه میشه یک سال ، بندازی روزها و شبهایی رو میبینی که مالامال از غم ها و شادی هاست ! غم ها و شادی هایی که تموم شدن و الان خاطره ای شدن که دیروز ها برای اونها تلاش می کردیم.امروز فردای دیروزی است که برخی آرزوی رسیدنش رو داشتن و بعضی ها دوست داشتن این لحظه ها یخ بزنه تا ساعت ها بایستند و زمان متوقف بشه....حاصل این روزها و تلاشها ،امروزی است که در آنیم و  کارهای امروزمان برای فردایی است که منتظر آنیم تا روز از نو آغاز شود.....حالا که امسال داره تموم میشه ،همه دنبال تصویه حساب ها و بستن همه کارها و به سامان رسوندن هدفهاشون هستند.به همین خاطره که نگاه به روزهای گذشته و خاطرات کسب شده و نتایجی که داریم برای همه ما میتونه جذاب باشه تا مثل یه فیلمی که به عقب برده میشه ....روی تصویر همه اتفاقات سال گذشته رو مرور کنیم...و ببینیم اول سال چی فکر می کردیم و الان چی شده؟مقایسه خواسته ها و موضوعات محقق شده هم یه نتیجه داره که اون نمره ما به خودمون هست....اگه دوست داشتید شما هم به خودتون نمره بدید و دلیلش رو هم بگید.و اگه تونستید یه دعا هم آخرش بنویسید.........فکر کنم به عنوان پست آخر سالی۸۶ پست جالبی بشه .....

 

                                      

                  

خودم:

من به خودم از ۲۰ نمره ۱۲ رو میدم ،چون تجدیدی نیستم و شکر خدا به ترم بعد رسیدم

اما مشروط هستم چون نتونستم خیلی از اهداف کاری و شغلی مورد نظرم رو محقق کنم.

در مورد زندگی خصوصی هم موفقیتی نداشتم اما رفوزه هم نشدم

درآمد مالی هم که خدا رو شکر ...اما تعریفی نداشت...با وجود کار فراوون و تلاش زیاد که خستگی زیادی برام ایجاد کرد نتونستم موفق باشم

به نظرم سال خوبی بود برام ولی بیشتر کار ها ...اما ...داشت،یعنی خوب بود اما عالی نبود....تلاش من بیشتر شد ولی به نسبت تلاش موفقیت نداشتم....به همین دلایل به خودم ۱۲ دادم.....ولی امیدوارم با د عای خیر همه سال بعد بتونم به خودم نمره بالایی بدم

پی نوشت:

سال جدید برای همه مبارک باشه .........سالی برای موفقیت،شادی،سلامتی و کامیابی باشه

-از همه دوستان وبلاگی که در سال جاری در این وبلاگ به من لطف داشتن و ابراز محبت کردندتشکر می کنم  ....... حتی از اونایی که بهم توهین کردن هم تشکر می کنم چون باعث ارتقای من شدن.

-خیلی هم دوست دارم اگه انتقادی به من و این وبلاگ هم دارید بگید...باور کنید خوشحال میشم .

-بازم تبریک  و تبریک......در سایه ایمان و عشق پاینده باشید و استوار

-راستی در مورد پست قبلی هم نظر بدید ...چون چند روزی از دست من خلاص میشید ..............آرزوهای خوب من برای شما.......................سال دیگه می بینمتون

                  

+ نوشته شده در 8 PM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
سه شنبه 28 اسفند1386
به تعطیلات برویم:قالیباف هم از سیاست حالش بهم خورد!
نتایج انتخابات....عجب داستان جالبی شد.....۲۴ اسفند ۸۶ نقطه عطفی شد تا جریان منتسب به اصول گرایی برنده  نام بگیره و فاتح نبرد تصاحب صندلی های سبز نام  بگیره. آمار منتشره( 19 نفر دور اول، 22 نفر دور دوم)در خصوص انتخابات موید این نکته است که اصلاح طلبان شکست خوردند  و مجلس نشینان قطعی تهران همگی!!! اصول گرا هستند.! تبریک ........عیدتون مبارک ...مجلس نو مبارک... انتخاب یکدست مردم مبارک....

شیرین تر از عسل برای شما ...برمنکرش هم لعنت ....تلاش کردید آقا......زحمت کشیدید، نوش جونتون.وقتی در  مجلس ششم آقای احمدی نژاد نفر۶۸ باشه (با ۱۸۰ هزار رای) (نتایج مجلس ششم)و دور بعدی بشه رییس جمهور ،چرا الان نباید آمار اینطوری باشه.از قدیم گفتن گهی زین به پشت و گهی دوباره زین به پشت.وقتی هیچ کدوم از منفوران اصلاح طلب !!!در لیست ۱۹ نفره نباشن این یعنی پیام !!

حالا اگه کسی شنید که خدا هدایتش کرده و به راه راست اومده و اگه نفهمید هم که چه اهمیتی داره؟!!آمار به نفع برادران اصول گراست و هیچ  چیزی هم تغییری ایجاد نمیکنه....علی دایی چطوری شد مربی تیم ملی؟؟؟؟کسی فهمید....رییس جمهور چطوری یهو از ته لیست مجلس ششم به مقام اول اجرایی رسید؟ ....................خوب باید همه چیزمان به چیز های دیگر بیاید.کشور ما همه اصول گرا هستند و نعوذ بالله خدا منتصب.....معجزه هزاره سوم ،انتصاب علی دایی با کار خدا(نقل به مضمون)!!(استغفر الله)..

آقایان اصلاح طلب به خودتان بیایید.....بازی تمام شد.....وقتی نتایج، آقای قالیباف نسبتا خودی را  اینقدر افشان و دلزده می کند  دیگر چه باید گفت؟وقتی که می گوید:بنویسید قالیباف گفت حالم از سیاست به هم می خورد!........دیگر جای چه صحبتی است؟دیگر چه فرقی می کند آمار قبولی ها با احتساب کل آرا در نتایج تهران بوده با بدون آرای ابطالی؟اصلا کی میتونه از این حرفها بزنه ؟مگه دیگه کسی سر کار و پست هست که بگه؟تعطیلات ۱۵ روزه شروع شده!!!   به جاي 11 نفر، 19 نفر از تهران به مجلس رفتند........خوب که چی ...مگه با این وضعیت فرقی هم میکنه؟دیگر آب از سر گذشته....بگذ ارید برادران اصول گرا و وزارت کشور  به خدماتشان ادامه دهند ...شاید کشور درست شد.....

.

با اینکه قالیباف را نمی ستایم اما اینبار می خواهم او را بستایم چون حرف او ناگفته های عجیبی دارد که برای همه مردم ایران حاوی اسرار انتخابات و .....است.چون اگر کمی از قبل فکر کرده بودید می دانستید که  اعلام لیست منتخبان تهران و قیمت بنزین آزاد در ایام تعطیلی درست در روزی که رسانه های مکتوب و خبرگزاری ها به تعطیلات رفته اند، نمی تواند اتفاقی و تصادفی باشد.اخراج ناظران از سر صندوقها اتفاقی نبود...تبدیل زمان نتایج از نیم ساعت(به گفته وزیر کشور پیش از انتخابات) به چند روز هم اتفاقی نبود...کلا مگه انتخابات اتفاقی میشه...برنامه ریزی می خواد کنترل می خواد...چرا تهمت می زنید و سعی در تضعیف حضور پر شور مردم دارید؟بذارید اینها هم فرصت خدمت به مردم را با فراغ بال داشته باشن...از آقای کرباسچی یاد بگیرید که قبول کرده و گفته:امروز نباید به‌طور مداوم به تقلب، تعجب و بدبینی به شورای نگهبان یا وزارت كشور بیندیشید...بی خیال سیاست که حال سیاسیون رو هم به هم زد....تعطیلات خوش بگذرد.....چون همه ما دیگر حالمان از سیاست بهم می خورد...سیاست زده ایم و الکی بحث بیهوده می کنیم!

+ نوشته شده در 3 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
دوشنبه 27 اسفند1386
لغو امتياز 9 نشريه‌

هيات نظارت بر مطبوعات در جلسه بيستم اسفندماه 86، مجوز 9 نشريه را كه در حوزه عامه‌پسند و سينمايي خوانده است، لغو كرد.
همچنين در اين جلسه مقرر شد كه به 13 نشريه ديگر كه در اين حوزه‌ها فعاليت دارند، جهت رعايت مفاد قانون مطبوعات و پايبندي به رسالت‌هاي مطبوعاتي تذكر داده شود.
اسامي نشرياتي كه از سوي هيات نظارت بر مطبوعات لغو امتياز شده‌اند عبارتند از: دو هفته‌نامه دنياي تصوير، ماهنامه بازنگري، دو هفته‌نامه صبح زندگي، هفته‌نامه تلاش، هفته‌نامه به سوي افتخار، هفته‌نامه نداي ايران، ماهنامه هفت، ماهنامه شوكا و دو هفته‌نامه هاوار.
اداره كل مطبوعات و خبرگزاري‌هاي داخلي اعلام كرد: برخي تخلفات مطبوعاتي مثل استفاده ابزاري از عكس‌هاي هنرپيشگان به خصوص هنرپيشه‌هاي فاسد خارجي، درج جزييات زندگي مبتذل آنان، درج مطالب خرافي، تبليغ خواص دارويي بدون اخذ مجوز از مراجع و سازمان‌هاي ذي‌ربط، ترويج خرافه‌گرايي، درج مطالب خلاف عفت عمومي و نيز مطالب تحريك‌آميز قومي به خصوص اهانت به اقوام شريف ايراني موجب حساسيت و برخورد قانوني هيات نظارت بر مطبوعات مي‌شود.
+ نوشته شده در 3 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
شنبه 25 اسفند1386
جعل نام خلیج فارس توسط رئیس پلیس امنیت اخلاقی ایران در خبر 21 سیما!!!!
سرتیپ روزبهانی رییس پلیس امنیت اخلاقی در خبر قاچاق دختران به دوبی و متلاشی کردن این باند غیر اخلاقی ،خبر خوشی از متلاشی شدن این توطئه و فساد داد ،اما خودش یه عقیده رو هم متلاشی کرد...نام خلیج همیشه فارس رو به صراحت و نه یکبار که دوبار با نام های مجعول استفاده کرد...خدایا باورم نمیشه ...مگه میشه اتفاقی باشه تلویزیون ملی هم پخش کنه؟؟؟؟؟!!!!!!دیگه نمیتونم چیزی بگم خودتون ببینید تا باورتون بشه !!!

لینک مستقیم  اینجا     اینهم راه حل دیدن اینجا

باورم نمیشد...اگه خودم نمیدیدم محال بود باورم بشه ...اما متاسفانه دیدم و با عصبانیت کامل در حین دیدن این تصاویر واقعیت جعل نام خلیج همیشه فارس رو از سوی یک مقام مسئول و رسمی در یک شبکه رسمی دیدم...اول فکر کردم مونتاژه بعد به خودم امید دادم اما در ادامه تصاویر (اخبار ۲۱ شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران)وقتی دیدم گوینده خوب اخبار آقای بابان به تصحیح خبر پرداخت دیگه توجیهی  برای این توهین رسمی به ملیت ایرانی ها در شبکه ملی ندیدم....اگه برای نشستن آقای رییس جمهور زیر تابلوی خلیج عربی توجیه ساختیم که یه توطئه بوده و مصلحت بوده...اینو چی میگید؟چرا کسی جوابگو نیست ..اینهمه تلاش میشه که اعراب این نام مجعول رو نگن اونوقت یه مسئول در تلویزیون کشور در بخش اصلی خبری کشور این واژه مجعول رو که حتی ابا دارم بهش فکر کنم رو ۲ بار پشت سر هم)در یک دقیق میگه!!!!

برای دیدن صفحه اصلی این بلاگ کلیک کنید

+ نوشته شده در 1 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
چهارشنبه 22 اسفند1386
توهین کاندیدای مجلس به خبرنگاران!صبرم تمام شد می گویم...

انگار که این شغل پر دردسر و فرسایشی باعث شده که جدی جدی پوست کلفت بشیم .هر کی هر کاری دلش می خواد می کنه و آخر سر هم کاسه کوزه ها سر خبرنگار بد بخت میشکنه.طرف ضعف مدیریت داره ،نظارت نداره ،مشکل داره و..... وقتی یکی پیدا بشه مشکلات رو برای مردم باز کنه میشه خائن...مزدور..تلاشگر مذبوحانه!!....و باج خواه باج گیر..ناوارد....بی تجربه....مغرض و...

این موضوع اینقدر همه گیر شده که یکی از کاندید ها که برنامه  ریاست در مجلس 8 رو داره و زمانی وزیر همین دولت هم بوده خبرنگاران رو بدون تقوای قلم میدونه!!و اعتقاد داره حرفهای الانش با چند ماه قبل تفاوتی نکرده!ایشون با خرجهای میلیاردی قصد ریاست داره و براش امل از خبرنگارا هزینه میکنه!!

اگه حقیقت رو منتشر کنی همه اون خصایص بد مدیر یکجا تو سر تو هوار میشه و برات چو   میندازن که ...آره...واز هستی ساقط میشی و اگه نگی خودت  شخصیتت رو نابود کردی/

اینه نهایت موفقیت در مطبوعات ایران؟؟ ....اینه آزادی رسانه؟؟ .....تازه  اینو در نظر داشته باشید که همه این اتهامات مال زمانیه که سیاسی ننویسی...اگه سیاسی نوشته باشی که دیگه کارت با کرام الکاتبینه و میبرنت  همونجایی که عرب هنوز هم داره نی میندازه!!

 

اما چیه آخرین قصه پر غصه من....

اول این خبر(اینجا) رو بخونید تا ماجرا دستتون بیاد تا ادامه اش رو بگم.حتما می پرسید جی شد که اینطور شد..

آقای مدیر روابط عمومی همین مجموعه ملی که برای ما سلاح  حراست رو.. رو کرد  چند وقت پیش از یک خبر ناراحت شد واشتباه تابلوها و متصدی فرودگاه رو قبول نکرد و برای تلافی کردن اون خبر یه جوابیه-بخونید فحش نامه- نوشت و از مدیر رسانه خواست تا با من برخورد (اخراج)کنه!!ایشون تمام فامیل منو جلو چشام آورد اما من فقط با درج جوابیه  بی ادبانه ایشون که امضای خودش هم پای اون بود(اینجا)، دیگه ماجرا رو پیگیری نکردم اما این پایان ماجرا نبود

.با وجودی که من خبر هاشون رو پوشش دادم و غرض ورزی شخصی رو در کارم وارد نکردم و با احترام به مجموعه ای ملی خبر رسانی معمول(که وظیفه منه)رو انجام دادم ایشون با کینه ای شتری سعی در نابودی من داشت.

...

ایشون برای انتشار یه نامه در سایت خبری جدید التاسیس وقتی موفق نشد  اعلام کرده بودند که برای رو کم کنی و تلاش مذبوحانه یک خبرنگار که قصد اخاذی از ایشون رو داشته باید این نامه(اینجا) که خودش نوشته رو به اسم خبر!!!منتشر کنه و دبیر اون مجموعه با وجود مخالفت خبرنگار (که منو میشناخت) با وعده آگهی در سایتشون این کار رو کرد.

گذشت و باز هم من کاری نکردم و ایشون برای هیچ برنامه ای منو دعوت نکرد ولی من بازم کار خودمو کردم ...اما وقتی خواستم با مدیر عامل مجموعه صحبت کنم ایشون از من گله کرد و من لب باز کردم و همه ماجرا رو گفتم...تا اینکه برای همون برنامه که ماجراش رو خوندید یک دعوت نامه از همون مدیرروابط عمومی محترم!! به نام من رسید .(به اجبار مقامات بالاتر ایشون)..اما ایشون امضاش نکرده بود تا بگه با اجبار اینکارو کرده.....و من طبق وظیفه رفتم و این ماجرا پیش اومد تا ایشون به فرض خودش با من تسویه کرده باشن....این درد دل رو نمی خواستم انجام بدم اما دیگه صبرم اندازه ای داره....شاید یکی خوند و کاری کرد...بسه دیگه

 

پی نوشت:

1-     رسمی اعلام می کنم من با مسایل شخصی ایشون کار ندارم وگرنه حرفها وناگفته های بسیار دارم.

2-     زمستون تموم میشه و رو سیاهی ماله ذغاله

3-     اون بالایی باید هدف انسانها و اعمالشون رو پاک بدونه نه بنده های خوب و بد!

4-     این نیز بگذرد..اینار و نوشتم تا یه کم آروم بشم...همین

۵-این بار اول نبود و مطمئنم اگه قلم فروشی نکنم بار آخر هم نیست...در ضمن قصد مظلوم نمایی هم نداشتم...خودتون بخونید و قضاوت کنید

+ نوشته شده در 1 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
یکشنبه 19 اسفند1386
جوانان و شعار انتخاباتی(2 کاریکاتور)

این لاک پشت رو ببینید....به نظر شما کنایه از چیه؟

 

و این کاریکاتور از محمد صالح رزم حسینی پیامبران کاغذی

+ نوشته شده در 11 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
پنجشنبه 16 اسفند1386
آگهی شرم آور فروش کودکان برای سکس!!!
نمیدانم در برابر بی اعتباری و بی شرمی برخی انسانهی چه باید گفت.نمی دانم چه باید کرد و نمی دانم برای اصلاح این وسوسه حیوانی در برخی انسانها چه باید کرد/اما  نیک میدانم که محکومیت اینگونه رفتارها بلا شک بر همگان و آزاد اندیشان واضح و مبرهن است.

این عکس رو که می بینید یک وبلاگ نویس (اینجا) با ایمیل دریافت کرده بود و درخواست کرده بود تا این عکس رو برای اینکه این گروه کثیف شناسایی بشن و عاملانشون در ایران دستگیر بشن منتشر کنیم.از همین رو فقط برای اطلاع و یا پیگیری احتمالی کسانی که می تونن دست این از خدا بی خبران رو رو کنن این عکس رو گذاشتم و واقعا چیز بیشتری جز اعلام نفرت از ذات کثیف و پلید اینگونه انسانها که ناموس بشریت رو دارن به فنا میدن نمی تونم بگم......واقعا متاسفم از انتشار این عکس نفرت انگیز

برای دیدن صفحه اصلی این بلاگ کلیک کنید

+ نوشته شده در 4 PM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
چهارشنبه 15 اسفند1386
تایید خبر اختلاس خانم ش.س از ایران ایر(هما)
ابتدا این خبر رو--اینجا--بخونید .

این خبر رو نزدیک به یک ماهه دارم اما هیچ رسانه ای جرات انتشارش رو نداشت...وقتی خبر تنظیم شده اونو دادم همه از موضوع ترسیدن  و منتشر نکردن...اما وقتی از مدیر عامل هما پرسیدم دیگه ایشون نتونست جلوی اطلاعات کاملی که بهش دادم مقاومت کنه و با طفره رفتن از قبول حقیقت به راحتی اعلام کرد که در حد من!!!از موضوع خبر نداره و تخلف!!!در هر سازمانی ممکنه باشه؟!!وقتی خبر به صورت رسمی از زبان مدیر عامل بیرون اومد موضوع فرق کرد....حالا باید بگم که:

بر اساس اعلام منابع آگاه حدود یک میلیارد تومان توسط این خانم(ش.س) که مثل اینکه ایران هم نیست اختلاس شده.شوهر ایشون به  خارج از کشوره و در خصوص این موضوع تجسس و فعالیت هایی در هما آغاز شده....

حسامی به آسونی اعلام کرد که انتشار این موضوع که یک خانم تخلف کرده و الان هم دررفته خوب نیست!!

جالبه

 کسی که کارمند رسمی باشه و در خونه کار وارد کردن اطلاعات حقوق بازنشستگان هما رو انجام می داده(بر خلاف قوانین استخدامی) مورد بازرسی واقع نمی شده و به سادگی پول بیت المال رو بالا کشیده و آقای مسئول میگه من خبر کامل ندارم ....

و جالبتر اینه که همین شرکت دولتی و ملی هما چند وقت پیش با درج اطلاعات و شرایط اخذ ویزا در سایت زیر مجموعه خودش کاری کرد که مخالف تمام سیاست های نظام بود ولی باز هم  هیچ کس رسانه رسمی هم جرات انتشار خبر رو به صورت شفاف  نداشت!جالبتر اینه که این اتفاق افتاد و آب از آب هم تکون نخورد......حال پیدا کنید پرتقال فروش رو..و حال کنید  با آزادی بیان...

وقتی خطا های به این بزرگی رو نتونی بگی و تو که خطای غیر قابل بخشش مسئولان رو میگی متهم خواهی شد چه میشه گفت؟چه باید کرد؟

 متاسفم

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<لینک این مطلب در فردا نیوز

                                                                   در بالاترین

                                                                  در بازنگار

 

برای دیدن صفحه اصلی این بلاگ کلیک کنید

+ نوشته شده در 0 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
چهارشنبه 15 اسفند1386
تایید خبر اختلاس خانم ش.س از ایران ایر(هما)
ابتدا این خبر رو--اینجا--بخونید .

این خبر رو نزدیک به یک ماهه دارم اما هیچ رسانه ای جرات انتشارش رو نداشت...وقتی خبر تنظیم شده اونو دادم همه از موضوع ترسیدن  و منتشر نکردن...اما وقتی از مدیر عامل هما پرسیدم دیگه ایشون نتونست جلوی اطلاعات کاملی که بهش دادم مقاومت کنه و با طفره رفتن از قبول حقیقت به راحتی اعلام کرد که در حد من!!!از موضوع خبر نداره و تخلف!!!در هر سازمانی ممکنه باشه؟!!وقتی خبر به صورت رسمی از زبان مدیر عامل بیرون اومد موضوع فرق کرد....حالا باید بگم که:

بر اساس اعلام منابع آگاه حدود یک میلیارد تومان توسط این خانم(ش.س) که مثل اینکه ایران هم نیست اختلاس شده.

شوهر ایشون به  خارج از کشور رفته بوده و در خصوص این موضوع تجسس و فعالیت هایی در هما آغاز شده....

حسامی به راحتی اعلام کرد که انتشار این موضوع که یک خانم تخلف کرده و الان هم دررفته خوب نیست!!

جالبه

 کسی که کارمند رسمی باشه و در خونه کار وارد کردن اطلاعات حقوق بازنشستگان هما رو انجام می داده(بر خلاف قوانین استخدامی) مورد بازرسی واقع نمی شده و به سادگی پول بیت المال رو بالا کشیده و آقای مسئول میگه من خبر کامل ندارم ....

و جالبتر اینه که مین هما چند وقت پیش با درج اطلاعات و شرایط اخذ ویزا در سایت زیر مجموعه خودش کاری کرد که مخالف تمام سیاست های نظام بود و هیچ کس باز هم جرات انتشار خبر رو به صورت رسمی نداشت!جالبتر اینه که این اتفاق افتاد و آب از آب هم تکون نخورد......حال پیدا کنید پرتقال فروش رو..

 

+ نوشته شده در 0 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
یکشنبه 12 اسفند1386
كنفرانس بين‌المللي بررسي مداخلات امريكا در ايران (۱۳۵۹)
عكس ۱: 12 تا 15 خرداد 1359 ـ تهران ـ نمائي از كنفرانس بين‌المللي بررسي مداخلات امريكا در ايران
عكس ۲: هيأت نمايندگي آمريكا دركنفرانس بين‌المللي بررسي مداخلات امريكا در ايران - رمزي كلارك دادستان اسبق امريكا از مخالفين دولت جروج بوش مي‌باشد رياست هيأت امريكائي را بر عهده داشت (نفر اول از سمت چپ)
عكس ۳: هيأت نمايندگي جنبش آزاديبخش بحرين در كنفرانس بين‌المللي بررسي مداخلات امريكا در ايران
عكس ۴: هيأت نمايندگي سازمان آزاديبخش فلسطين در كنفرانس بين‌المللي بررسي مداخلات امريكا در ايران
عكس ۵: هيأت نمايندگي افغانستان دركنفرانس بين‌المللي بررسي مداخلات امريكا در ايران. برهان‌الدين رباني رئيس جمهور اسبق افغانستان (نفر وسط) و گلبدين حكمتيار نخست‌وزير اسبق افغانستان (نفر اول از سمت راست) در عكس ديده مي‌شوند.
 
  
   
  
  
 
   
 
عكس ۱: دكتر ابراهيم يزدي و رمزي كلارك دادستان اسبق امريكا
عكس ۲: «رمزي كلارك» دادستان اسبق امريكا (در دولت جيمي كارتر) در حال سخنراني در كنفرانس بين‌المللي بررسي مداخلات امريكا در ايران ـ خرداد 1359، تهران
 
   
 
    
 
تظاهرات طرفداران انقلاب سفيد شاه در مقابل ساختمان مجلس سنا
۶ بهمن ۱۳۵۱ - تظاهرات طرفداران انقلاب سفيد شاه در مقابل ساختمان مجلس سنا (ساختمان سابق مجلس شوراي اسلامي)
  
 
جشن بزرگداشت كودتاي ۲۸ مرداد در ميدان مخبرالدوله  ۸ مرداد ۱۳۵۰
 
                                                 رضاشاه
 
                   
پادشاهی که بر یک کشور بزرگ حکومت می کرد ولی باز هم از زندگی خود راضی نبود اما خودش نیز علت را نمی دانست !روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد و هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد ، صدای ترانه ای را شنید و متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد ...
پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید : چرا اینقدر شاد هستی ؟
آشپز جواب داد : قربان ، من فقط یک آشپز هستم و  تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم ؛ ما خانه حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم ؛  بدین سبب من راضی و خوشحال هستم ...
پس از شنیدن سخن آشپز ، پادشاه با وزیر در این مورد صحبت کرد و  وزیر به پادشاه گفت : قربان ، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست ! اگر او به این گروه نپیوندد ، نشانگر آن است که مرد خوشبختی است
!  
پادشاه با تعجب پرسید : گروه 99 چیست ؟!! 
 
وزیر جواب داد : اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست ، باید این کار انجام دهید : یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید و  به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست
...!
پادشاه بر اساس حرفهای وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند ...
آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید ، با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد و با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت !!!
آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد : 99 سکه ؟!!
آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است و  بارها طلاها را شمرد ، ولی واقعا 99 سکه بود ! او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست و فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد : اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد ، اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد ...   
آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند
! تا دیروقت کار کرد ، به همین دلیل صبح ­ روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند ... آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند و فقط تا حد توان کار می کرد . پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از وزیر پرسید ؟! وزیر جواب داد : قربان ، این آشپز رسما به عضویت گروه 99 درآمد! اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند : آنان زیاد دارند اما راضی نیستند ، تا آخرین حد توان کار می کنند تا بیشتر بدست آورند ، می خواهند هر چه زودتر " یکصد " سکه را از آن خود کنند و این علت اصلی نگرانی ها و آلام آنان است ...
 
 
                                   محمد مصدق و كابينه اول وي
                       
    
                    ۱۴ اسفند بزرگداشت دکتر مصدق گرامی باد 
                     
+ نوشته شده در 11 PM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
جمعه 10 اسفند1386
اسفند ماه انتظاره....
دوست وبلاگ نویس و جان....

نوید خان عزیز منو دعوت به یه بازی کرده٬به این شکل که می بایستی ۷ تا از آهنگهایی را که در ذهنم یاد آور خاطره هست نام ببرم و سپس از دوستان دیگرم نیز دعوت به این بازی بکنم.ابتدای امر با خودم فکر کردم شاید این موضوع به خاطر نزدیکی به پایان سال ۸۶ از این نظر جالب باشه که همه ما رو یاد روزهای خوب با آهنگهایی بندازه که شاد بودیم (هر چند که ممکنه بعضی هاشون هم غمگین باشه)......به هر حال....

با تشکر از دوست خوبم نوید...فکر میکنم که در نهایت مفید باشه چون خود من که این روزهای آخر سال بد جور خسته شدم و واقعا کم آوردم....منتظرم سال تموم شه و یه استراحت جانانه داشته باشم.....برای همین هم این روزهای آخر برای همه دوستان رسانه ای و غیر رسانه ای آرزوی صبر و خوشی دارم تا روزهای باقی مونده رو هم سپری کنن و سالی پر از موفقیت رو شروع کنن...از طرف دیگه با توجه به سکوت وبلاگی بسیاری از دوستان خودم ...فکر کنم این بحث و بازی وبلاگی میتونه نوعی تنوع برای ما ودوستان وبلاگ نویس یا دوستان خواننده وبلاگ باشه پس امیدوارم تمام کسانی که توی لینک من هستن دعوت منو پذیرا باشن.....و به نوع وبلاگ و سیاست های خودشون کاری نداشته باشن و در این بحث شرکت کنن....همه اونایی که تو لیست دوستان من هستید...بله خود شما!! حتما این ۷ آهنگ و یا شایدم بیشتر رو بنویسید......در ضمن شما هم که تو لیست دوستای من نیستید اما دوستی هستی که همیشه به من محبت داری و سر میزنی زود باش دست به کار شو....یالا....منتظرم

ــــــــــــ

                                     

و اما هفت آهنگ من........

۱-لاو استوری(قصه عشق)........فرانک سیناترا

۲-بگذر زمن ای عاشقان چون از تو من دیگر گذشتم.....عارف

۳-آرزوهای فراموش شده،آخرین خداحافظی و نور ماه پاریسی........آنادما

۴-سلام.......اونسنز

۵-چشم من بیا منو یاری بکن........داریوش

۶-همه رفتن کسی اینجا نمونده....معین و دریا کنار ......حمیرا(تور و خدا نخندید اما یاد خاطرات خوبی می افتم خوب)

۷-سیب...من از اون آسمون آبی می خوامم.........سیمین غانم ....

                                

 

+ نوشته شده در 11 PM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
سه شنبه 7 اسفند1386
کجای این روزگاری؟
حضرت ابراهيم (ع) تا مهمان بر سر سفره اش نمي نشست غذا نمي خورد. يك روز پيرمردي را پيدا كرد و از او خواست كه امروز بيا منزل من برويم و با هم غذا بخوريم.پيرمرد دعوت ابراهيم را قبول كرد و به خانه آن حضرت آمد. ابراهيم (ع) فرمود سفره گستردند و چون اول بايد ميزبان دست به طعام دراز كند، حضرت خليل ، بسم الله الرحمن الرحيم گفت و دست به طعام برد، اما آن پيرمرد بدون اين كه نام خدا را ببرد شروع به خوردن طعام نمود.ابراهيم فهميد كه پيرمرد كافر است ، روي خود را ترش كرد ، يعني اگر از اول مي دانستم كافر هستي دعوتت نمي كردم. پيرمرد هم غذا نخورد ، بر شتر خود سوار شده و به مقصد خود روانه شد.

خطاب رسيد: اي ابراهيم !

صد سال است او را با آن كه كافر است رزق و روزي مي دهم، تو يك لقمه نان از او دريغ داشتي؟

و یک پرسش:

براستی کجای زندگی هستیم ؟اگر خدا مکنت و مال به ما داده یا می دهد ....اگر اختیار و قدرت می دهد ....اگر میدهد و منتی بر ما نمی سازد ....ما چه کرده ایم ....ما چند درجه از او آموخته ایم؟تشنگان قدرت و ثروت...کاخ نشینان  و بزرگان چگونه می اندشند برای این عمر کوتاه که این کرده اند؟نو رسیدگان و تازه به دوران آمدگان چگونه می اندیشند که این گونه اند؟مگر قدرت امروز ...شر فردا نیست؟فردا مگر دیروز امروز نیست؟

چگونه برای آن چیزی می جنگیم که پوچ است و هیچ نمی اندیشیم برای چه؟؟؟؟؟کاسه های داغ تر از آشیم و ذوب در خود خواهی نفوس خود.....به کجا میرویم ..چنین شتابان؟؟بایستیم و ماورا را بنگریم...شاید مورچه های لهیده ...زیر کفشهای مارک دار ما هنوز نیمه جانی برایشان باقی مانده باشد..به داد  یکی برسیم که نسلی از مورچگان پر تلاش اما سیاه و کم جلوه  نابود نگردد.......

+ نوشته شده در 4 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
شنبه 4 اسفند1386
پاسخ استاد علی اکبر دهخدا به صدای آمریکا....
 

دعوت رييس اداره اطلاعات سفارت آمريکا از استاد علی اکبر دهخدا برای مصاحبه با راديو صدای آمريکا 

۱۹دیماه 133۲تهران


آقای محترم- صدای آمريکا در نظر دارد برنامه ای از زندگانی دانشمندان و سخنوران ايرانی، در بخش فارسی صدای آمريکا از نيويورک پخش نمايد. اين اداره جنابعالی را نيز برای معرفی به شنوندگان ايرانی برگزيده است. در صورتی که موافقت فرماييد، ممکن است کتباً يا شفاهاً نظر خودتان را اعلام فرماييد تا برای مصاحبه با شما ترتيب لازم اتخاذ گردد
.

ضمناً در نظر است که علاوه بر ذکر زندگانی و سوابق ادبی سرکار، قطعه ای نيز از جديدترين آثار منظوم يا منثور شما پخش گردد .بديهی است صدای آمريکا ترجيح می دهد که قطعه انتخابی سرکار، جديد و قبلاً در مطبوعات ايران درج نگرديده باشد. چنانچه خودتان نيز برای تهيه اين برنامه جالب، نظری داشته باشيد، از پيشنهاد سرکار حُسن استقبال به عمل خواهد آمد

با تقديم احترامات فائقه :
سی. ادوارد. ولز
رئيس اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا
  

********************************************* ********* ****

پاسخ استاد علی اکبر دهخدا                           

  شادروان علی اکبر دهخدا

جناب آقای سی. ادوارد. ولز،
رئيس اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا


نامه مورخه 19 ديماه 1332 جنابعالی رسيد  و از اينکه اين ناچيز را لايق شمرده ايد که در بخش فارسی صدای آمريکا از نيويورک، شرح حال مرا انتشار بدهيد متشکرم .
 
شرح حال من و امثال مرا در جرايد ايران و راديوهای ايران و بعض از دول خارجه، مکرر گفته اند. اگر به انگليسی اين کار می شد، تا حدی مفيد بود؛ برای اينکه ممالک متحده آمريکا، مردم ايران را بشناسند. ولی به فارسی، تکرار مکررات خواهد بود، و به عقيده من نتيجه ندارد ...
و چون اجازه داده ايد که نظريات خود را دراين باره بگويم واگرخوب بود، حسن استقبال خواهيد کرد، اين است که زحمت می دهم :

بهتر اين است که اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا به زبان انگليسی، اشخاصی را که لايق می داند، معرفی کند و بهتر از آن اين است که در صدای آمريکا به زبان انگليسی برای مردم ممالک متحده شرح داده شود که در آسيا مملکتی به اسم ايران هست که در خانه های روستاها  و قصبات آنجا، در و صندوقهای آنها قفل ندارد، و در آن خانه ها و صندوقها طلا و جواهرات هم هست، و هر صبح مردم قريه، از زن و مرد به صحرا می روند و مشغول زراعت می شوند، و هيچ وقت نشده است وقتی که به  خانه برگردند، چيزی از اموال آنان به سرقت رفته باشد ... يا يک شتردار ايرانی که دو شتر دارد و جای او معلوم نيست که در کدام قسمت مملکت است، به بازار ايران می آيد و در ازای «پنج دلار» دو بار زعفران يا ابريشم برای صد فرسخ راه حمل می کند و نصف کرايه را در مبداء و نصف ديگر آن را در مقصد دريافت می دارد، و هميشه اين نوع مال التجاره ها سالم به مقصد می رسد و نيز دو تاجر ايرانی، صبح شفاهاً با يکديگر معامله می کنند و در حدود چند ميليون، و عصر خريدار که هنوز نه پول داده است و نه مبيع آن را گرفته است، چند صد هزار تومان ضرر می کند، معهذا هيچ وقت آن معامله را فسخ نمی کند و آن ضرر را متحمل می شود.

اينهاست که شما می توانید به ملت خودتان اطلاعات بدهيد، تا آنها بدانند در اينجا به طوری که انگليسی ها ايران را معرفی کرده اند، يک مشت آدمخوار زندگی نمی کنند ...
در خاتمه با تشکر از لطف شما احترامات خود را تقديم می دارد
.
  

با سپاس از دوست گرامی  اردشیر اهورایی برای فرستادن این مطلب

 

شرح عکس:استاد دهخدا بر بالین دکتر مصدق

حال ما نگاه کنیم و ببینیم برای مردم و کشور خود چه کرده ایم و چه کسانی خائن هستند و چه کسانی خدمت کرده اند........

+ نوشته شده در 8 PM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
جمعه 3 اسفند1386
چرادولت در برابر نام اسراییل در سایت هماسکوت کرد!شعار ها چه می شود؟
سیاست به معنی واحد کلمه سرشار از نکاتی است که بررسی اون مفاهیم همه یک چیز رو تاکید می کنه.

نفع و سود 

حالا اگه این سیاست رو با پسوند خارجی هم در نظر داشته باشیم این نفع و سود در سطح یک کشور می تونه به نفع کشور در برابر کشورهای دیگر معنی میشه.ایران پس از انقلاب ۵۷ همواره یکی از مشکلات عمده پیش روش همین نفع خارجی بوده که با وجود فشار های آمریکا همیشه با مانعی بزرگ مواجه بوده.اما این پایان کار نبود و پس از تلاشهای خاتمی برای بهبود وضع سیاست خارجی ایران در سالهای حضور محمود احمدی نژاد همچون بنزینی بر آتش ایران همواره به کشورهایی تاخته که نفعی برای کشور نداشته و نه تنها گره ای از مشکلات این کشور باز نکرده که حتی افزوده.قضیه انکار هولوکاست که با همایشی پر هزینه و پر سر و صدا همراه بود هم پایان کار نبود و حمله های مکرر بدون نفع به رژیم اشغالگر صهیونیست و حمایت های بی دریغ از لبنان و فلسطین هم انگ تروریست بودن به ایران رو هم بیش از قبل برای کشورهای همراه ایران علنی کرد و کشورهایی چون آلمان،فرانسه و بخش عمده ای از اروپا رو از ایران دور کرد.اینها کشورهایی بودند که با نزدیکی به ایران در سالهای گفت و گوی تمدن!در حال توسعه تعاملات خود با ایران بودند اما...

این روزها این تعامل با کشور هایی چون جیبوتی،ونزوئلا(برادر خائن)،سوریهو کشورهای درجه ۳ جهان بزرگترین افتخار دولته که به اسم سیاست خارجی در حال اجراست و تنها اظهار نظرات عجیب آقای جمهور!باعث شده تا در جهان آقای احمدی نژاد به عنوان مردی مشهور مطرح بشه.بماند که به چه معروف است اما اینکه بان کی مون، دبير کل سازمان ملل متحد هم از ایشون انتقاد کنه دیگه عمق یه موضوعی است که دیگه داره تبدیل به مواضع رسمی میشه.زیرا تا الان هر چه گفته می شد غیر رسمی و کنایه آمیز بود اما روز چهارشنبه رییس سازمان ملل متحد سخنان محمود احمدی نژاد رييس جمهوری اسلامی ايران عليه اسراييل را نامطلوب خواند و گفت: برازنده رييس يک دولت نيست که چنين زبانی را برضد يک کشور عضو اين سازمان به کار برد.محمود احمدی نژاد روز چهارشنبه بار ديگر با حملات لفظی شديدی به اسراييل، اين کشور را «جرثومه فساد» خوانده بود.دبير کل سازمان ملل اين سخنان را پس از ديدار با دن گليرمن، سفير اسراييل در سازمان ملل، بيان کرد.

                 

اینکه سازمان ملل از اسراییل خط می گیرد و ما به حق آنها را کشور نمی دانیم درست...اما یک سئوال از دولت نهم....نفع ایران از این سخنان و سیاست اینگونه خارجی چه بوده و چه هست؟آیا نمی شد با کمی سیاست نفع کشور و مردم را بیشتر میدید و اظهار نظرات را تعدیل میکرد؟وقتی خبرگزاری فرانسه در جهان خبر می دهد که  سخنان محمود احمدی نژاد سخنان شخصی است و  وی عقل خود را از دست داده و سخنانش ياد آور تبليغات آلمان نازی است مردم ما چه نفعی جز توهین به ایران و رییس جمهور فعلی خود می برند؟؟؟آیا تصویب تحریم سوم ایران در همین سازمان ملل وابسته به اسراییل نفع مردم ایران و کشور است؟

یک نکته:

حال با قبول این سیاست و تقدیر سیاست خارجی یک نکته را هم می خواهم مطرح کنم...اگر من درک صحیحی ندارم و تحلیلی غلط دارم پس این موضوع را سئوال می کنم که اگر من با نادانی این سیاست را غلط دانسته ام چرا چنین دولتی که هیچگونه نرمشی در برابر صهیونیسم ها ندارد...... در برابر پذیرش کشوری به نام اسراییل در سایت شرکت دولتی هما هیچگونه برخوردی نداشت و هیچ کلامی و عکس العملی نشان نداد؟؟؟؟آیا این همان سیاست یک بام و دو هوا نیست؟؟وقتی ایران ایر(هما)در سایت خود کشوری به نام اسراییل را قرار می دهد و شرایط اخذ ویزا به این کشور را ارائه می کند و مدتها هیچ کسی حتی متوجه نیست چه می شود گفت؟قسم حضرت عباس درسته یا دم خروس؟؟؟؟!!!حداقل برخورد با چنین اقدامی برکناری مدیر عامل هما نبود، تا همگان بدانند که رییس جمهور ایران در گفته های خود صادق است و نفع مردم را باگفته های خود تامین خواهد کرد..... به هر حال امیدواریم نغع کشور را ببینیم حتی با این سیاست و حتی با این دولت و یا دولتهای دیگر....امیدواریم تنها به نفع کشور با هر وسیله و هر ابزاری...فقط امیدواریم رییس جمهور کنونی در کتب تاریخ نیز همیشه اینگونه که میگوید باشد.....

شرح عکسها: هردو عکس در یک محل است و رییس جمهور برای همین پابرهنگان مظلوم      سخنرانی می کند..... بد نیست کل عکسها را اینجا ببینید.

+ نوشته شده در 5 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.
چهارشنبه 1 اسفند1386
سازمان سيا وبلاگ‌هاي ايراني را مي‌خواند!این قصه سر دراز دارد
روز گذشته یه مطلبی در رسانه ها منعکس شد که بسیار تامل برانگیز  بود.اعلام شده بود که نهاد های جاسوسی !از وبلاگ های ایرانی اطلاعات کسب میکنند.داك نكوين (Doug Naquin) ، مدير اين مركز  که کارش جمع آوری اطلاعات از بلاگ هاست اعلام کرد: از دو سال پيش براي اولين بار پي برديم كه بلاگ‌هاي ايراني يكي از منابعي هستند كه ارزش توجه خاص را دارند و صراحتا مي گويم كه بيزينس ما جاسوسي است. ما به چت روم‌ها سر مي‌زنيم . Youtubeاين روزها يكي از منابع باور نكردني اطلاعات است. گروه‌هاي كاري داريم كه عكس‌هايي را كه مردم با تلفن‌هاي دستي خود گرفته‌اند، بررسي مي‌كنند.
به گزارش جهان، بخشي از سازمان اطلاعات مركزي آمريكا- سيا- در مركزي به نام مركز منابع باز(Open Source Center) فقط وظيفه دارد كه در اينترنت در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي شخصي به جست‌وجو پرداخته و پس از جمع آوري و ترجمه اطلاعات به دست آمده آنها را آناليز كند.
به دنبال اطلاعات به هر جا سر مي‌كشيم. وي با اشاره به سايت‌هايي از قبيل My Space كه منبع ارزشمندي از اطلاعات براي سياست، مي‌گويد: افراد خود را براي جست‌وجوهاي پيچيده در اينترنت و نحوه يافتن اطلاعات و سپس آناليز آنها آموزش مي‌دهيم و اين امر از يك جست‌وجوي ساده در گوگل فراتر است.به دنبال اطلاعاتي هستيم كه در روزنامه‌هاي صبح قابل دسترسي نيستند. به جاهايي سر مي‌زنيم كه پنج سال پيش وجود خارجي نداشتند و  يكي از مهم‌ترين منابع اطلاعات ما وبلاگ‌ها هستند.

آزادی رسانه حق مسلم ماست

دو سال پيش براي اولين بار پي برديم كه بلاگ‌هاي ايراني يكي از منابعي هستند كه ارزش توجه خاص را دارند. كميسيون 11/9 و كميسيون سلاح‌هاي كشتار جمعي پس از حوادث 11 سپتامبر هر دو به ما گفتند كه بايد توجه گسترده‌اي به اين منبع آزاد و باز شود و از آن حداكثر بهره‌برداري به عمل آيد.
براي درك اهميت اطلاعات منابع باز لازم است به گفته‌هاي ري مك گاورن، آناليست برجستهCIA كه در مقاله‌اي به نكته‌اي باور نكردني اشاره مي‌كند، اشاره كنيم. وي مي‌گويد: بگذاريد رازي را براي شما برملا كنم.
شايد باور آن سخت باشد اما آناليست‌هاي CIA ،۸۰ درصد از داده‌هاي خود را براي تهيه تحليل‌ها از رسانه‌هاي عمومي و همان اخباري كه در اختيار عموم قرار دارد، اخذ مي‌كنند.

فارغ تز صحت و سقم این مطلب این موضوع برام جالب بود و من رو متعجب کرد که هدف طرح سازمان های امنیتی از انتشار این خبر چی بوده؟

۱-آیا این یک اشاره از سوی آن سوی مرزی ها به وبلاگ نویس های ایرانی  برای انتشار اخبار روز و نگو های ایران است؟

۲-یا  هدف انتشار این خبر ُهشداری از سوی نهاد های داخلی برای خود سانسوری بلاگ نویسها و خطر قلم اونهاست؟

۳-یا شایدم مقدمه ای برای طرح ثبت وبلاگ ها ست که بارها از سوی وزارت ارشاد مطرح شده و این خبر قراره بهونه این طرح بشه تا موج جدید سانسور ها اغاز بشه؟؟؟

نتیجه اخلاقی:

بالاتر از سیاهی خیلی سیاه تره ...

وبلاگ چیز بدیه حسن...خطر  داره

استکبار خودت بیا صورتتو محکم بکوب به مشت ما

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

لینک جالب:پاكت‌هاي دويست هزار توماني هديه يك همايش

+ نوشته شده در 3 AM توسط حمیدرضا طهماسبی پور.